خرید بک لینک

خوب باشيد و خوبى کنيد !

وقتي پرنده اي زنده است ، مورچه ها را ميخورد ! وقتي ميميرد ، مورچه ها او را مى خورند ! زمانه و شرايط در هر موقعي ميتواند تغيير کند ! در زندگى هيچ کسى را تحقير نکنيد ! شايد امروز قدرتمند باشيد . اما يادتان باشد ، زمان از شما قدرتمند تر است ! يک درخت ميليون ها چوب کبريت را میسازد ... اما وقتى زمانش برسد ، فقط يک چوب کبريت براى سوزاندن ميليون ها درخت کافيست ! پس خوب باشيد و خوبى کنيد !

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: يکشنبه 19 مهر 1405 ساعت: 7:20

وقتي پرنده اي زنده است ، مورچه ها را ميخورد ! وقتي ميميرد ، مورچه ها او را مى خورند !زمانه و شرايط در هر موقعي ميتواند تغيير کند !در زندگى هيچ کسى را تحقير نکنيد !شايد امروز قدرتمند باشيد . اما يادتان باشد ، زمان از شما قدرتمند تر است !يک درخت ميليون ها چوب کبريت را میسازد ... اما وقتى زمانش برسد ، فقط يک چوب کبريت براى سوزاندن ميليون ها درخت کافيست !پس خوب باشيد و خوبى کنيد ! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 11:00

بهترین حس اینه که... بهترین حس اینه که... صبح بیدارشی و ببینی تو بغلشی لبخندبزنی وخداروشکرکنی و محکم بغلش کنی دوباره چشاتوببندی.. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: دوشنبه 4 فروردين 1399 ساعت: 21:42

دخــــتر خـــانوم؟!؟!؟! آهای دخــــتر خـــانوم؟!؟!؟! دختر خانمی که میگی با چند تا پسر دوستی و به این کارت افتخار میکنی... دختر خانمی که به اتو زدن و شماره گرفتن افتخار میکنی... دختر خانمی که چپ چپ نگاه کردن یه پسر وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: دوشنبه 4 فروردين 1399 ساعت: 21:42

زندگی همینه انتظار یه آغوش بی منت یه بوسه بی عادت یه دوستت دارم بی علت باور کن زندگی همین دوست داشتنهای ساده س ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 18:32

(ت) : تو (ن) : نیستی (ه) : هیچوقت (ا) : اما (ی) : یادت (ی): یارمه و این یعنی الفبای "تنهایی" من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 22:38

کـــســـی که ســلــول انــفـــرادی را ســاخــت

مـــی دانــســـت ســـخــت تــــریــن کـــار انـــســـان

تحـــمـــل خــویــشتــن است . . .

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 22:38

-خداوندا... آرامم کن همان گونه که دریا راپس ازهرطوفانی آرام می کنی... راهنمایم باش که دراین چرخ وفلک روزگار بدجورسرگیجه گرفتم... ایمانم راقوی کن که تورادرتنهای ام گم نکنم... خداوندا... من فراموش کاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 22:38

وقتي پرنده اي زنده است ، مورچه ها را ميخورد ! وقتي ميميرد ، مورچه ها او را مى خورند ! زمانه و شرايط در هر موقعي ميتواند تغيير کند ! در زندگى هيچ کسى را تحقير نکنيد ! شايد امروز قدرتمنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 22:38

وقتي پرنده اي زنده است ، مورچه ها را ميخورد ! وقتي ميميرد ، مورچه ها او را مى خورند ! زمانه و شرايط در هر موقعي ميتواند تغيير کند ! در زندگى هيچ کسى را تحقير نکنيد ! شايد امروز قدرتمند باشيد . اما يادتان باشد ، زمان از شما قدرتمند تر است ! يک درخت ميليون ها چوب کبريت را میسازد ... اما وقتى زمانش برسد ، فقط يک چوب کبريت براى سوزاندن ميليون ها درخت کافيست ! پس خوب باشيد و خوبى کنيد ! + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 15:18&nbsp توسط سونیا | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 3:53

اگه نبوذم الان حتما بابا شده بودی حتما زندگیت هدف دار بود حتم تو غمو غصت شادی هم داشتی

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 3:53

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ... ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻬﻤﻪ...! ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﻟﯽ ﻣﻴﮕﻲ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ... ﻧﮕﻮ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ...! ﺑﮕﻮ ﻣﻬﻤﻪ ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ... چیزی ندارم بگمم........ + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 15:19 توسط سونیا | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

زندگی سخت است تو آسان بگیر

زندگی درد است تو درمان بگیر

زندگی مار است تو جانش بگیر

زندگی جام است تو کامش بگیر . . .

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 15:27 توسط سونیا |

برچسب: زندگی,سخت,است,آسان,بگیر, نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

برایم بخند

برایم که میخندی چشمهایت که هیچ،

آسمان هم زیبا میشود…

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 15:29&nbsp توسط سونیا |

برچسب: برایم,بخند, نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

خدایا کجایی دلم گرفته مثل خیلی وقتا بازم اشک مهمون چشامه میدونی چند وقته بات قهرم حتی نماز نمیخونم چرا اینجوری شدم چرا انقد عصبیم خدایا خستم خدایا کجایی کی تموم میشه این زندگی لعنتی خدایا دلمو ب چی خوش کنم خدایا کیه ک درکم کنه خدایا تنهام از همه خجالت میکشم از روی پدرمادرم خدایا تو ک میدونی این بار من گناه نکردم خودت میدونی من مقصر نیستم ینی اینا تاوان گناهمه خدایا بنده بخشید چرا تو نمیبخشی کاش قلبم وامیستاد کاش نبودم کاش درکم میکرد کاش میفهمیدم کاش میشد خودم باشم ن تظاهر خیلی خستم کاش زنده نبودم کاش انقد ریز بینو حساس نبودم خدایا دلم ارامش میخواد ن برای ی ساعت ن برای ی روز کاش زندگی وجود ندادامه مطلب

برچسب: دلنوشته, نویسنده: سجاد رادمنش تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

صفحه بندی