خدایا کجایی
دلم گرفته مثل خیلی وقتا بازم اشک مهمون چشامه
میدونی چند وقته بات قهرم حتی نماز نمیخونم
چرا اینجوری شدم
چرا انقد عصبیم
خدایا خستم
خدایا کجایی
کی تموم میشه این زندگی لعنتی
خدایا دلمو ب چی خوش کنم
خدایا کیه ک درکم کنه
خدایا تنهام
از همه خجالت میکشم
از روی پدرمادرم
خدایا تو ک میدونی این بار من گناه نکردم
خودت میدونی من مقصر نیستم
ینی اینا تاوان گناهمه
خدایا بنده بخشید چرا تو نمیبخشی
کاش قلبم وامیستاد
کاش نبودم
کاش درکم میکرد
کاش میفهمیدم
کاش میشد خودم باشم ن تظاهر
خیلی خستم
کاش زنده نبودم
کاش انقد ریز بینو حساس نبودم
خدایا دلم ارامش میخواد
ن برای ی ساعت
ن برای ی روز
کاش زندگی وجود نداشت
خدایا هدفت از افرینشم چی بود
پیدا کردن استانه تحملم
یا چشامو امتحان کنی ببینی کدوم شب بیشتر پف میکنه
خیلی دوس داذم بدونما
چند شبه خواب میبینم لباس عروسی پوشیدم عروسیمه
تعبیرش عمر کوتاهه ینی میشه همچی تموم شه
ینی میشه ی شب دیه صب نشه
هه شدم مثل خیلیا ک دعواشون میکردم ک اینجوری حرف نزنین
حالا
برچسب: دلنوشته,
نویسنده: سجاد رادمنش